تبليغاتX
تاشقایق هست زندگی باید کرد

شادي را به اگرها موکول نکنيم :

 ما عادت كرده‌ايم با اگرهايمان زندگي كنيم، اگر بزرگ شدم، اگر در كنكور قبول شدم، اگر به دانشگاه رفتم، اگر فارغ‌التحصيل شدم، اگر ازدواج كردم، اگر بچه‌دار شدم، اگر خانه خريدم، اگر ماشين خريدم، اگر بچه‌ها بزرگ شدند، اگر بازنشسته شدم و ... همه ما اگرهاي خيلي زيادي را مي‌شناسيم كه روزانه بكار مي‌بريم، اگرها بهانه‌هاي آشنايي هستند كه در متن زندگي ما زندگي مي‌كنند.

     بهانه‌هايي كه دست به دست هم مي‌دهندتا شاد زندگي كردن و احساس خوشبخت بودن را به تأخير بياندازيم، غافل از اينكه زندگي ما در ميان همين اگرها اتفاق مي‌افتد. هيچ وقتي براي شاد زيستن و شاد بودن بهتر از همين لحظه نيست. درست در همان لحظه‌هايي كه براي تحقق اگرهايمان نقشه مي‌كشيم و در خستگي اين زندگي غرق مي‌شويم، بچه‌هايمان بزرگ مي‌شوند، خودمان پير مي‌شويم، دوستانمان فراموش مي‌شوندو......

به اگرهايمان هر روز افزوده مي‌شود وقتي يكي از اگرهايمان تحقق پيدا مي‌كند اگرهاي متعدد و متنوع ديگري تجلي پيدا مي‌كنند اگر منتظر تحقق اگرها بمانيم لذت شادزندگي كردن فراموشمان مي‌شود. زندگي بدون اگرها امكان‌پذير نيست مهم اين است كه با دست خودمان بهانه ايجاد نكنيم تا شاديهايمان به فردا موكول نشود. وقتي كه نوبت فردا شد بهانه‌اي تازه پيدا شده تا خشنودي و شاد بودمان را به روز بعد و روزهاي بعدش موكول كند.

     بسياري از ما منتظريم تا اگرهايمان به پايان برسد و موانع يكي پس از ديگري از بين بروند غافل از اينكه اگرها و موانع همان زندگي است. شادي و خوشبختي در مقصد اتفاق نمي‌افتد. بلكه بيشتر در مسير راه اتفاق مي‌افتد. شادي يافتني نيست بلكه ساختني است بايد هواسمان باشد كه كليد شادماني خود را در جيب اگرها قرار ندهيم خوشبختي يك نوع احساس است كه مي‌تواند در همه حال اتفاق بيافتد . يكي از رمزهاي شاد بودن، شاد كردن ديگران است. منتظر مرگ عزيزي نباشيد كه بعد از فوتش تاج گلي را به مزارش ببريد.در زمان حياتش يك شاخه گلي را تقديمش كنيد. كسي را كه دوست داريد بعد از مرگش ابرازمحبت نكنيد، در زمان حياتش لبخند كوچكي، قطره اشكي نثارش كنيد لازم نيست بعد از مرگش سيل اشك راه بياندازيد.

خانم باربارادی آنجلس در كتاب لحظه‌هاي ناب زندگي جمله جالبي به شرح ذيل بيان مي‌كند :

     اول دلم لك زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم. بعد داشتم مي‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعد دلم لك زده بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم. بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم. بعد آرزو داشتم كه بازنشسته شوم و حالا دارم مي‌ميرم كه يك دفعه متوجه شدم « اصلاً يادم رفته بود زندگي كنم » شاد بودن و احساس خوشبختي را به اگرهايمان مربوط نكنيم زيرا اگرها پايان ناپذيرند و بياد داشته باشيم زندگي يك سفر است و هدف نيست.

 

ایسنا

نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 16:40 | لینک ثابت |

ترکه مي ره خواستگاري .مي گن داماد چکارست؟ مادرش مي گه قاضيه . مي گن آفرين کدوم شعبه . مادرش مي گه همين سر کوچه پرسي قاز     

 

نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 16:38 | لینک ثابت |

چگونه با تغيير و تحولات در زندگي كنار بياييم؟                      

 

تنـها چـیـزی که در جـهان امروزی پایدار و دائمی شده
تغـیـیر و تـحول اســت. اگـر به زمان ازدواج خود نگاهی
بیندازید و بعد به وضع فعلی خود بنگرید، با گفته های
ما موافقت خواهید کرد.

مـی بیـنید کـه زنـدگـی شـما در طـول چند سال اخیر
هـمـواره بـا شـک و تـردیـد و تـغییر و تحول همراه بوده
اســت. ممکن است که  مثلا از 8 سال پیش تا کنون چنین
کارهایی را انجام داده باشید:

- نقل مکان به خانه رویایی تان که همسرتان آنرا طراحی کرده بود

- از دست دادن خانه در امر کار و تجارت

- 3 مرتبه تغییر شغل اجباری

- ترک خانواده و دوستان به سمت شهرهای مختلف

-از دست دادن پدر همسرتان بر اثر سرطان خون تنها در مدت 6 هفته

امروزه "تحول اجباری" به صورت جزء لاینفک زندگی روزمره انسان ها درآمده است. البته روانشناسان بر این باورند که ما نباید آنها را به صورت جزء جدا نشدنی زندگی خود تصور کنیم زیرا این امر باعث افزایش استرس در فرد می شود.

کنار آمدن با تغییرات کار آسانی نیست. ما اغلب مخالف تغییر و تحول هستیم زیرا با دنیایی که به آن اخت گرفته ایم راحت بوده و امنیت بیشتری احساس می کنیم؛ در حالیکه اگر تغییر و تحول جزء واقعیت های غیرقابل اجتناب زندگی باشد (که همینطور هم هست) پس باید خود را برای اتفاقات غیر منتظره ای که ممکن است هر لحظه در خانه را برنند آماده کنید.

در این قسمت چند اصل برای کمک در قبول تغییرات را برای شما بیان می کنیم. صحت کلیه این نکات با به کار گرفتن آنها در زندگی روزمره افراد ثابت شده است. تغییرات مختلفی در زندگی افراد روی می دهند که هر یک به نوبه خود منحصر به فرد هستند، به هر حال اگر بتوانید مطالب عنوان شده را به خاطر بسپارید مطمئنا توان رویارویی با مشکلات را نیز پیدا خواهید کرد.

 

دنباله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 16:9 | لینک ثابت |

 

استاد می گوید :

- امروز روز خوبی برای یک کار غیر عادی است . مثلا می توانیم وقتی سرکار می رویم ٬ در خیابان برقصیم .

مستقیما به چشمان یک غریبه نگاه کنیم و از عشق در یک نگاه سخن بگوییم .

به رئیس اداره مان ایده ای بدهیم که ممکن است مسخره به نظر برسد ٬ ایده ای که قبلا هرگز سخنی از آن نگفته ایم . دلاوران نور به خودشان اجازه چنین روزهایی را می دهند .

امروز ما می توانیم از بی عدالتی های دیرین که هنوز هم آنها را نمی پذیریم فریاد بزنیم .

می توانیم به کسی که قسم خورده ایم که دیگر هرگز با او حرف نزنیم ٬ تلفن بزنیم ( همان کسی که عاشق ان هستیم که روی دستگاه پیغامگیر تلفن مان برایمان پیغام بگذارد. )

اموز می تواند روزی خارچ از محدوده برنامه ای باشد که هر روز صبح برای زندگیمان می نویسیم . امروز هر خطایی مجاز و بخشیده شده است  .

امروز روزی برای لذت بردن از زندگی است .

 

نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 15:39 | لینک ثابت |

يوگا، تكنيك دستيابى به آرامش

اگر از ضعف اعصاب رنج مى بريد، به دنبال آرامش هستيد، زندگى تان در حال فروپاشى است، قدرت تصميم گيرى نداريد به كلاس هاى ما مراجعه كنيد. اين جملات قسمتى از آگهى هاى مربوط به كلاس هاى يوگا و پرورش ذهن است كه در مجلات و در و ديوار خيابان ها به چشم مى خورد. بعضى يوگا را نوعى انرژى درمانى مى دانند و برخى ديگر تنها يك فيگور كه مثبت انديشان و آدم هاى راضى به افراد افسرده، نااميد و خسته از زندگى پيشنهاد مى كنند. اما واقعاً يوگا چيست و چه تاثيراتى بر روح و روان انسان مى گذارد؟
يوگا يكى از مكاتب فلسفى عرفانى رايج در هند است كه كاربردى مهم و مفيد در درك مسائل وجودى، مراتب ذهنى و تزكيه نفس و اصول اخلاقى دارد. يوگا لغتى است سانسكريت كه از ريشه كلمه
YUJ به معنى اتحاد گرفته شده است. روشى كه با ايجاد اتحاد بين نيروهاى مثبت و منفى وجود انسان باعث بروز يك سرى تغييرات فوق العاده بر جسم و جان انسان مى شود. يوگا كمك مى كند تا بهتر از توانايى هاى ذهنى خود استفاده كنيم و در نهايت در مواجهه با مشكلات و بحران هاى زندگى تصميم عاقلانه تر و منطقى ترى بگيريم. مهمترين دستاورد يوگا آرامش ذهن و جسم است كه به تنهايى باعث رفع اضطراب، استرس، ايجاد روحيه شاد و خلاق و حتى درمان بيمارى هاى مفصلى مى شود.
يوگا حدود ۳۰ حركت اصلى دارد كه آسانا
asana)) نام دارد. عمده حركات آن شامل حركات كششى است كه هركدام مظهر يك ديدگاه و رابطه خاص با كائنات است. يكى از آساناهاى معروف يوگا آساناى موسوم به سوريانا ماسكار يا سلام به خورشيد است كه چندين حركت يوگا را به صورت جريانى از حركاتى كه بدن را متعادل و تقويت مى كند در خود جمع دارد.
شما هم مى توانيد اين حركات را در خانه انجام دهيد. ۲ ، ۳ ساعت پس از صرف غذا مناسب ترين زمان براى انجام حركات آسانا است. اگر بدنتان به حركات نرمشى عادت ندارد سه بار در روز و به تدريج به شش بار افزايش دهيد.

۱- به آرامى بايستيد، پاها چسبيده به هم، كف دست ها را چسبيده به هم نگهداريد، انگشتان دست را به طرف بالا و در وسط سينه نگهداريد. هوا را از ريه ها خارج كنيد.
۲- انگشت هاى شست دو دست را به هم قفل كنيد و بازوها را بالاى سرتان ببريد. بازوها را نزديك گوش ها نگاه داريد. درحالى كه به دست هايتان نگاه مى كنيد به عقب خم شويد و هوا را به درون ريه ها ببريد.
۳- به طرف جلو خم شويد، سر بين بازوها و كف دست ها را در دو طرف پاهايتان به زمين بگذاريد. زانوها را صاف نگاه داريد و سعى كنيد سرتان به زانوهايتان تماس پيدا كند و هوا را از ريه ها خارج كنيد.
۴- پاى چپ را به عقب بكشيد. زانوى چپ را روى زمين قرار دهيد. پاى راست را بين دست ها و زانو را در مقابل سينه قرار دهيد. درحالى كه به طرف بالا نگاه مى كنيد، به پشت خود قوس بدهيد و عمل دم را انجام دهيد.
۵- پاى راست را به طرف پاى چپ حركت دهيد. باسن را بالا ببريد تا با پاهايتان به شكل يك مثلث درآوريد، پاشنه ها روى زمين و دست ها روى زمين و بازوها به حالت كشيده قرار گيرند و سر بين بازوها قرار گيرد. عمل بازدم را انجام دهيد.
۶- زانوها، سينه و چانه را به ترتيب روى زمين قرار دهيد. باسن را بالا نگاه داريد و كف دست ها را زير شانه ها.
۷- باسن را روى زمين قرار دهيد و سر و گردن و سينه را درحالى كه به سقف نگاه مى كنيد به طرف بالا بكشيد، بازوها را در امتداد بدن و كمى خم شده نفس خود را حبس كنيد.
۸- خود را بالا بكشيد و بدن را دوباره با يك حركت به شكل مثلث برگردانيد عمل بازدم را انجام دهيد.
۹- پاى چپ خود را بين دست ها بگذاريد، زانو را به سينه بچسبانيد. پاى راست را به عقب بكشيد. زانو را روى زمين قرار دهيد درحالى كه به طرف بالا نگاه مى كنيد به پشت خود قوس بدهيد و عمل دم را انجام دهيد.
۱۰- پاى راست را بالا بياوريد. به وضعيت شماره ۳ بازگرديد و عمل بازدم را انجام دهيد.
۱۱- بدن خود را به طرف بالا بكشيد و به وضعيت شماره ۲ بازگرديد و عمل دم را انجام دهيد.
۱۲- به وضعيت اول بازگرديد و هوا را از ريه ها خارج كنيد.بعد از تمرين ۲۰ دقيقه هيچ غذا و نوشيدنى مصرف نكنيد و تا مى توانيد از راه بينى نفس بكشيد.
با انجام روزانه حركت آسانا به تدريج به فوايد و تاثيرات يوگا در زندگى خويش پى خواهيد برد.

نوشته شده توسط نسیم در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:43 | لینک ثابت |

ملاقات با خدا     

  روزی پسر کوچکی تصمیم گرفت به ملاقات خدا برود و چون می دانست راه درازی در پیش دارد مقداری کلوچه و نوشیدنی در چمدان گذاشت و سفرش را آغاز کرد .هنوز راه درازی نرفته بود که در پارک چشمش به پیرزنی افتاد که روی صندلی نشسته بود و خیره به پرندگان نگاه می کرد .پسرک کنار پیرزن نشست و چمدانش را باز کرد . می خواست چیزی بنوشد که متوجه گرسنگی پیرزن شد و کلوچه ای به او داد .

پیرزن با حسی سرشار از قدرشناسی  آن را گرفت و لبخندی نثار پسرک کرد .لبخندش آنقدر زیبا بود که پسرک خواست برای دیدن ان دوباره مقداری نوشیدنی نیز به او بدهد . لبخندهای پیرزن پسرک را غرق در لذت کرد . آن دو تمام بعد از ظهر را به خوردن و نوشیدن گذراندند بی آنکه کلمه ای بین آنها رد وبدل شود .

با تاریک شدن هوا پسرک تازه متوجه شد که چقدر خسته است و برای برگشتن به خانه از جا برخاست .اما هنوزچند قدمی پیش نرفته نبود که با سرعت به سوی پیرزن بازگشت و او را در آغوش کشید و بار دیگر نظاره گر عمیق ترین لبخند پیرزن شد . مادر پسرک که با ورود او اوج لذت را در چهره وی تشخیص داد علت شادی او را جوبا شد. پسرک نیز در پاسخ گفت :" من امروز با خدا ناهار خوردم ".و قبل از اینکه مادر چیزی بگوید اضافه کرد: "و لبخند او زیباترین لبخندی بود که تا بحال دیده ام ." پیرزن نیز سرشار از شادی و آرامش به خانه بازگشت و در پاسخ پسرش که از حالات عجیب مادر شگفت زده شده بود گفت :"امروز با خدا در پارک کلوچه خوردم . او بسیار جوانتر از آن است که انتظار داشتم ."

نوشته شده توسط نسیم در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 20:12 | لینک ثابت |

تست خودشناسی

 

 اگرچه كنجكاوى هميشه يك صفت پسنديده محسوب مى شود اما اگر ازحد متعارف خود خارج شود ديگر آن قدرها هم پسنديده نخواهدبود. شما معمولاً با دوستان فضولتان چكارمى كنيد؟ بدون ترديد سعى مى كنيد هرطورشده آنها را از سرخودتان بازكنيد، درست است؟ اما آيا مى دانيد خود شما چقدر دچار اين مشكل هستيد؟ این تست   معلوم مى كند شما تا چه اندازه فضول هستيد...!

تصوركنيد كه صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسايه را مى شنويد. آيا مى ايستيد تا ببينيد موضوع ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستيد كه مجبور مى شويد مدتى منتظربمانيد تا او به مكالمه ديگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آيا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسيد چه كسى پشت خط منتظر بود؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

به منزل دوستتان رفته ايد و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى ميز او يك نامه جلب توجه مى كند. آيا نگاهى به آن مى اندازيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

دراتوبوس يا تاكسى نشسته ايد و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراين شرايط چه مى كنيد؟
ـ مستقيماً به آنچه او مطالعه مى كند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنيد.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازيد تا ببينيد او چه چيزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنيد. (۰)

اگر شما بدانيد كه يكى از آشنايان رازى دارد، چه مى كنيد؟
ـ هرطور شده سعى مى كنيد سرازكار او درآوريد. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پيش بيايد، كنجكاو مى شويد. (۵)
ـ رازهاى ديگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى كنيد وارد حيطه خصوصى آنهاشويد.(۰)
اگرجايى دعوا يا تصادفى اتفاق بيفتد، آيا نزديك مى شويد تا ببينيد جريان ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

اگر وارد رستورانى شويد و ببينيد يكى از آشنايان با فردغريبه اى آنجاست، آيا كنجكاو مى شويد ببينيد غريبه چه كسى است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

آيا تا به حال كيف ديگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده ايد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)
اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد سرى به ايميل هاى آنها مى زنيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

(۰ تا ۳۰ امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولى دركارهاى ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فكرمى كنيد مسائل خصوصى ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصى آنها اهميت مى دهيد كه خودتان را مجاز نمى دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكركردن به مسائل ديگران را نداريد. به هرحال شما كاملاً به ديگران احترام مى گذاريد و درمورد مسائلى كه به شما ارتباطى پيدانمى كند كنجكاوى به خرج نمى دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكرمى كنند مى توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلى از آنها داريد.

(۳۵ تا ۷۰امتياز): خوب شما طبيعتاً فرد كنجكاوى هستيد، اما تلاش مى كنيد زياد دركارهاى ديگران دخالت نكنيد. اما گاهى اوقات اين كنجكاوى آنقدر شديد است كه نمى توانيد جلوى خودتان رابگيريد و گهگاهى از راه خود خارج مى شويد و سركى به كارديگران مى كشيد. اما خوشبختانه اين كارهميشگى نيست. اگرچه كنجكاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زياده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسى در كارشان دخالت كند. بنابراين بهتر است كارى انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند.
(۷۵ تا ۱۰۰ امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براى اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مى دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مى ايستند و حتى بعضى مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد، احتمال اينكه چنين لقبى به شما اختصاص پيداكند بسيار زياد است.
كنجكاوى دروجود شما بسيار فراتر ازحدمتعارف آن وجوددارد و متأسفانه شما آن را معطوف به مسائل ديگران كرده ايد كه به هيچوجه برايشان خوشايند نيست. اگر اين روال ادامه پيداكند، مى توانيد مطمئن باشيد كه سعى خواهندكرد فضولى هاى شما را هرطور شده جبران كنند
!


نوشته شده توسط نسیم در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 0:27 | لینک ثابت |

کوتاه ترین راه عشق ورزیدن نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق. کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل انتقاد پذیری است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی. کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن آن است که همیشه در حال،زندگی کنی. کوتاه ترین راه برای غلبه بر مشکلات، کوچک و ناچیز شمردن آنهاست. کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی. کوتاه ترین راه هایی که تو توی ذهنته کدومان؟چند تا هم تو بگو...

نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 15:44 | لینک ثابت |
ثابت قدم باشید

ثابت قدم بودن اهمیت زیادی دارد به ویژه هنگامی که تصمیم می‌گیرید رفتاری معین را نادیده بگیرید و تسامح داشته باشید. وقتی که تصمیم می‌گیرید گله کردن و غر زدن فرزندتان را نادیده بگیرید، هر بار که این رفتارها را مشاهده کردید باید تسامح داشته باشید. اگر یکبار رفتار او را نادیده بگیرید، بار دوم واکنش نشان دهید، بار سوم واکنش نشان دهید و در مرتبه بعد تسامح به خرج دهید، این نوسان رفتار موجب می‌شود تا رفتاری که در فرزندتان می‌بینید ، ادامه یابد.

 مطمئن شوید که در مورد یک رفتار خاص به طور کامل و همه جانبه تسامح دارید.

 بسیاری از والدین تصور می‌کنند توانسته‌اند رفتاری را نادیده بگیرند در حالی که چنین نیست و تسامح کامل و صد درصد نشان نداده‌اند، لذا وقتی از این روش استفاده می‌کنید، باید مطمئن شوید که تمامی واکنش‌ها، اعم از لفظی (نصیحت کردن، دادن زدن و غر زدن) و غیرلفظی (چشم غره رفتن، سر تکان دادن و در به هم کوبیدن) را کنترل می‌کنید.

 به روش تسامح ادامه دهید حتی اگر رفتار مورد نظر بدتر شود.

گاهی اوقات نادیده گرفتن یک رفتار، قبل از اصلاح، موجب وخیم‌تر شدن آن می‌گردد. کودکی که پس از 10دقیقه آزرده ساختن مادرش به خواسته خود می‌رسد، اگر رفتار آزاردهنده ی او برای نخستین بار نادیده گرفته شود، ممکن است تا 15، 20 یا 30 دقیقه به این رفتار ادامه داده و اصرار به خرج دهد ولی اگر دریابد که با ادامه ی این رفتار نیز والدین او حساسیتی نشان نمی‌دهند و در این بی‌توجهی پافشاری و جدّیت دارند، شدت و میزان استفاده از رفتار آزار‌دهنده‌اش را کاهش می‌دهد زیرا متوجه می‌شود که حاصلی برای او ندارد؛ اما تا زمانی که از بی‌ثمر بودن رفتارش اطمینان حاصل نکند، به رفتارش ادامه خواهد داد.

 ابتدا یک رفتار را نادیده بگیرید سپس از سایر مجازات‌ها استفاده کنید.

 در مواردی که فرزندتان سعی دارد با نشان دادن رفتاری خاص، شما را به نشان دادن عکس‌العمل وادار کرده و از این طریق به خواسته‌های خود دست یابد، استفاده از روش تسامح موفقیت‌آمیز خواهد بود، ولی در بعضی موارد، استفاده از این روش به تنهایی برای اصلاح یک رفتار کافی نیست و این اقدام باید با سایر مجازات‌ها همراه گردد.

 منبع :کلید های رفتار با نوجوانان 

نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 15:34 | لینک ثابت |

تركه ميره ورزشگاه دوستش رو ببينه، مي‌خواد سلام كنه تو رودربايستي گير مي‌كنه با همه ورزشگاه دست ميده

 

 

نوشته شده توسط نسیم در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 17:0 | لینک ثابت |

من می خواهم که تو بخواهی که ...!

 روزی از پدرم پرسیدم: "چرا مثل بقیه از من نمی خواهی درس بخوانم!؟" پدر گفت: "من می خواهم که تو خودت بخواهی درس بخوانی! وگرنه خواستن من ، چه فایده ای دارد!؟"

 خوب به این جمله دقت کنید: "به جای فقط خواستن چیزی از کسی، سعی کنید کاری کنید که او خودش آن چیز را بخواهد. آن وقت خودتان را کنار بکشید و نظاره گر حرکت او در مسیری باشید که همیشه آرزومندش بودید!"

 کم نیستند تعداد پدران و مادرانی که برای فرزندان شان بهترین کتاب ها و قوی ترین کلاس های تقویتی و معلمان خصوصی را فراهم می کنند تا آن ها درس بخوانند، اما در مقابل نفر اول کلاس و مدرسه شاگردی می شود که این همه امکانات ندارد و تنها به خاطر این که درون وجودش چیزی خواستار اول شدن است  ، او از همه ی کسانی که صاحب این امکانات هستند پیشی می گیرد و با فاصله ی زیاد خود را به جلو پرتاب می کند. به زبان ساده آن پدر و مادر دلسوز با وجودی که از اعماق دل شان می خواهند پسرشان درس بخواند اما نمی توانند این خواستن را به پسرشان منتقل کنند و در عوض با توسل به امکانات جنبی سعی می کنند به زور تشویق و تنبیه او را وادار کنند و معمولاً نتیجه همانی می شود که همه می دانیم.

 فکر می کنید علت جدایی و طلاق بسیاری از زوج های جوان و حتی مسن چیست؟ جواب خیلی ساده است!؟ آن ها پس از یک یا چند سال زندگی مشترک موفق نشده اند خواسته هایشان را با هم یکی کنند و هر کدام مثل روز اول ساز خودش را می زند و نسبت به خواسته های آن دیگری بی محلی و بی اعتنایی می کند. به همین خاطر است که معمولاً بزرگترهای خانواده به جوان ها توصیه می کنند که به خواسته های طرف مقابل خود با احترام و توجه نگاه کنند و در صورت لزوم برای حفظ ثبات خانواده سعی کنند خواسته هایشان را به هم نزدیک کنند. اگر این اتفاق بیفتد هر چند با وجود نقاط تمایز مختلف باز هم آن دو نفر با همدیگر زندگی خواهند کرد و اگر آن دو نتوانستند به توافقی درخصوص خواستن مشترک موضوعات اصلی زندگی برسند، برای آن پیوند، فرجامی جز جدایی وجود نخواهد داشت."

دنباله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 20:56 | لینک ثابت |
آزادی یا اسارت
نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 20:41 | لینک ثابت |
دانایی ، توانایی است و آن چه به جهان شکل می دهد ، قدرت اندیشه هاست .  ((  سارتر  ))
نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 15:22 | لینک ثابت |
چگونه الهه شادي خود باشيد؟

آیـا تا کنون از خود سوال کرده اید که هدف شما در زندگی
چیـست؟ بـرای چـه بـه ایـــن دنیا آمده اید؟ شما تنها برای              
شـاد زیستن به این دنیا قدم نهاده اید و سرنوشت شــمـا
چیزی جز سعادتمندی و شادکامی نیست. شاید فکر کنید
چـنـیـن اتـفـــاقی فقط در افسانه ها رخ می دهـد و فــقــط
شاهزاده های فیلم های والت دیزنی زندگی سراسر شاد
و به دور از هر گونه غم و غصـه ای دارنــد. اما اگر این روزهازیــاد تـلویزیون نگاه کنید متوجه می شوید که همه چیز بایـک تــحول شگرف امکان پذیر خواهد بود. یک تغییر فقط و فــقــط در راه رسیـــدن بـــــه خوشحالی. البته این تغییر تاحــــدودی بــا تــغیــیراتی که در فیلم های تلویزیونی اتفاق می افتد، متفاوت است. زیرا تنها یک تغییر فیزیکی نیست بلکه احساسات و عواطف و روح شما را نیز در بر می گیرد. تغییر فیزیکی تنها شامل جسم شما می شود. مربوط به بدن و چیزهایی است که شما قادر به دیدن آنها هستید. اما بهزیستی عاطفی باعث ایجاد شادی حقیقی در اعماق وجود شما می شود و بهزیستی روحی باعث برقراری ارتباط بین شما و خود واقعی تان می شود. سبب میشود تا شما هر چه بیشتر به الهه معصوم وجودی خود نزدیک شوید. در اینجا سه راه برای رسیدن به شادکامی بیان شده است:

دنباله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 15:14 | لینک ثابت |

با اهمیت دادن به خود روابطتان را بهبود بخشید

خیلی مهم است که برای بهبود روابط زناشویی خود، پیش از اقدام به هر گونه عملی، ابتدا به خودتان اهمیت داده و از خود مراقبت کنید. از قدیم گفته اند تا زمانیکه یک صفت اخلاقی را در خود نداشته باشید، نمی توانید انتظار آن را از طرف مقابل داشته باشید. تا زمانیکه احساس آرامش و شادی در وجود خودتان حکمفرما نباشد، قارد نخواهید بود تا آرامش و شادکامی را در روابط خود وارد کنید.

اگر احساس کنید که این نوع مسائل اهمیت خاصی ندارند و برای بهبود روابط خود یک مرتبه به حل مشکلات بپردازید، احتمال تخریب و واپاشی ارتباط را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهید. به همین دلیل باید بدانید که پیش از حل هر گونه مشکلی ابتدا باید خصوصیات اخلاقی خودتان را تثبیت کنید.

پیش از مواجهه با مقوله های هسته ای ارتباط ابتدا این دو مورد را در نظر داشته باشید تا به موفقیت بالاتری دست پیدا کنید.

1- به خودتان قول بدهید که هر اتفاقی هم که بیفتد شما خوب هستید

خودتان را جزء متعلقاتتان بدانید و به خود قول دهید که تحت هر شرایطی از خودتان محافظت خواهید نمود.

اگر این نوع نگرش را داشته باشید که خوشحالیتان به شدت وابسته به حضور شریک زندگیتان می باشد، باید بدانید که نه تنها با این نوع نگرش قدرت وجودی خود را کاهش می دهید، بلکه ترس و وحشت را نیز در وجود خود حکمفرما می سازید. از اینرو خودتان را درگیر رفتارهای مخرب، نظیر دادخواهی، شفاعت و یا به عبارتی گدایی محبت نکنید.

هر چقدر این اتفاق بیشتر روی دهد، شریک شما تمایل بیشتری در ادامه دادن به ارتباط از خود نشان می دهد. اما دلیلش چیست؟

دنباله  در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسیم در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 9:51 | لینک ثابت |

روانشناسی  خنده

- فشار خون را تعديل مي كند.

- كلسترول خون را كاهش مي دهد.

- از بيماري زخم معده و اثنا عشر جلوگيري مي كند.

- خون سالم توليد مي كند.

- در پيشگيري از سكته قلبي و مغزي بسيار مؤثر است.

- تحمل دردهاي جسمي را آسانتر مي كند. 5دقيقه خنده از ته دل برابر است با  5ساعت تسكين درد.

- با افزايش اندروژن مغز (نوعي مورفين طبيعي) سبب احساس سرخوشي و شادي مي شود.

- به سبب ايجاد انبساط عروقي، ترميم بافتهاي آسيب ديده را تسهيل مي كند.

- «دويدن بي حركت» نام گرفته است و افراد لاغر را چاق مي كند و افراد چاق را لاغر مي كند.

- عمر را طولاني مي كند.

- چهره را جذابتر و قشنگتر و شفافتر مي كند.

- قدرت يادگيري را افزايش مي دهد.

- رفع خستگي مي كند.

- بهترين داروي معالجه افسردگي است.

- نوعي تخليه رواني است و تنشها و احساسات سركوب شده را رها مي سازد.

- نقش درماني دارد، آنقدر كه در بيمارستانهاي پيشرفته «اتاق خنده» طراحي شده است.- خنده خنده مي آورد و مسري است.

نوشته شده توسط نسیم در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 9:45 | لینک ثابت |

نگاه به زندگی

سبک زندگي و نوع طرز تفکر و نگرش افراد، به تناسب نوع تربيت و آموزشي که ديده‌اند متفاوت است؛ به همين سبب مي‌توان آدميان را از نظر نوع نگرش و نگاه به زندگي به دو دسته تقسيم کرد:
آن‌هايي که خود را از چشم جهان مي‌نگرند.
آن‌هايي که جهان را از چشم خويش مي‌نگرند.

 آن‌هايي که مي‌خواهند براي جهان بهترين باشند.
آن‌هايي که مي‌خواهند جهان براي آنان بهترين باشد.

آن‌هايي که خود را براي خدا مي‌خواهند.
آن‌هايي که خدا را براي خود مي‌خواهند.

 آن‌هايي که موانع و مشکلات زندگي را زمينه‌ساز رشد مهارت‌هاي حيات ورزي و انديشه ورزي تلقي مي‌کنند.
آن‌هايي که مشکلات و محروميت‌ها را عامل ناکامي و شکست خود مي‌دانند، و از آن نعمت‌هاي گزنده- اما سازنده- فرار مي‌کنند.

 آن‌هايي که در فقدان امکانات، قدرت و توانمندي خود را باز مي‌يابند.
آن‌هايي که در اوج امکانات و رفاه، به ناتواني و پوچي مي‌رسند.

 آن‌هايي که آموختن را براي بهتر زيستن مي‌خواهند.
آن‌هايي که زيستن را براي بيش‌تر آموختن مي‌خواهند.

 آن‌هاي که خوش‌بختي را در صبوري و خويشتن‌داري در برابر ناملايمات مي‌جويند.
آن‌هايي که خوش‌بختي را در رفاه و آسايش پيش ساخته مي‌خواهند.

 آن‌هايي که احساس مفيد بودن و رضامندي را در کمک به ديگران مي‌دانند.
آن‌هايي که احساس مفيد بودن و رضامندي را در استثمار ديگران مي‌‌دانند.

 آن‌هايي که پيش رفت و برتري را در پيش راندن ديگران به جلو مي‌‌دانند.
آن‌هايي که پيش رفت و برتري را در عقب نگه داشتن ديگران از خود مي‌دانند.

 آن‌هايي که معرفت و آگاهي را در "پردازش" و "توليد اطلاعات" مي‌دانند.
آن‌هايي که معرفت و آگاهي را در "اندوزش" و "مصرف اطلاعات" مي‌دانند.

 آن‌هايي که توسعه و رشد ذهن را در فرايند طرح مسئله مي‌دانند.
آن‌هايي که توسعه و رشد ذهن را در حفظ کردن پاسخ مسئله مي‌دانند.

 آن‌هايي که در هنگام مواجهه با عوامل ناامني، توان ايجاد احساس امنيت از درون را در خود دارند.
آن‌هايي که تنها در هنگام فقدان عوامل ناامني، احساس امنيت مي‌کنند.
اما آن‌چه در محصول و بازده تعليم و تربيت حاکم بر خانه و مدرسه مشاهده مي‌شود غالباً پرورش آن دسته از افرادي است که در گروه دوم اين تقسيم‌بندي قرار مي‌گيرند.
افزون بر آن، تعليم و تربيت در جهان امروز، آن هم در هزاره‌ي سوم که با پديده‌ي "انقلاب ديجيتالي" همراه است، شاهد ظهور "مدارس مجازي"، "فرهنگ‌هاي الکترونيکي"، "خانواده‌هاي فرو کاسته" و"تربيت مصنوعي" است. در اين دوران، نظام تعليم و تربيت از جايگاه طبيعي و لولاي اصلي خود خارج شده و در حالت "تعليق" قرار گرفته است.

اما چگونه مي‌توان در اين "بحران جهاني" و "جهان بحراني" به يک روي کرد جامع و اصيل از تربيت انساني دست يافت؟

 

منبع  : تربيت از زاويه ي ديگر- عبدالعظيم کريمي
نوشته شده توسط نسیم در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 14:47 | لینک ثابت |

عجایب هفتگانه جهان

 

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند . دانش آموزان شروع به نوشتن کردند  . معلم نوشته های آنان را جمع آوری کرد . با اینکه همه جوابها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر٬ تاج محل ٬ کانال پاناما ٬ کلیسای سن پیتر ٬ دیوار بزرگ چین ٬... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم میخورد ٬ معلم پرسید : این کاغذ سفید مال کیست ؟

یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد . معلم پرسید ؟ دخترم چرا چیزی ننوشتی ؟ دخترک جواب داد : عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند  و من نمی توانم تصمیم بگیرم  که کدام را بنویسم . معلم گفت : بسیار خوب هرچه در ذهنت است به من بگو ٬ شاید بتوانم کمکت کنم . در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت : به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از لمس کردن ٬ چشیدن ٬ دیدن ٬ شنیدن ٬ احساس کردن ٬ خندیدن و عشق ورزیدن . پس از شنیدن سخنان دخترک کلاس در سکوتی محض فرو رفت . آری عجایب واقعی جهان  نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم  .

 

 

نوشته شده توسط نسیم در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 10:38 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 21:22 | لینک ثابت |

 

یه مورچه ميخواسته خودكشي كنه بهش ميگن چرا ميخواي خودكشي كني ميگه :آخه دو سال يكيو ميخاستم تازه فهميده تفاله چاييه !!!

نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 20:52 | لینک ثابت |

 

خانه دوست کجاست؟

من دلم مي خواهد


خانه اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش


دوستهايم بنشينند آرام


گل بگو گل بشنو


هرکسي مي خواهد


وارد خانه پر عشق و صفايم گردد


يک سبد بوي گل سرخ


به من هديه کند


شرط وارد گشتن


شست و شوي دلهاست


شرط آن داشتن


يک دل بي رنگ و رياست


بر درش برگ گلي مي کوبم


روي آن با قلم سبز بهار


مي نويسم اي يار


خانه ي ما اينجاست


تا که سهراب نپرسد دگر


خانه دوست کجاست؟

                                                       فريدون مشيري


نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 16:3 | لینک ثابت |

چگونه میتوان بر خشم خود غلبه کرد ؟

خشم
يکي از مشکلات رايج قرن حاضر "مسئلة خشم و عصبانيت" است. در واقع بسياري از اشخاص به دلايل شناخته شده و يا ناشناخته درگير بحران خشم هستند. اما به راستي خشم چيست؟ علل و ريشه‌هاي عصبانيت ما چيستند؟ تظاهرات خشم چگونه‌اند؟ عملکردهاي رايج ما پيرامون خشم چيست؟ و در نهايت چگونه مي‌توان با خشم برخوردي مناسب داشته باشيم؟

هدف اين مقاله پاسخ به سؤالات فوق است، از اينرو بخشي جداگانه را در پاسخگويي به سؤالات فوق اختصاص مي‌دهد.
تعريف خشم:

خشم بنابر تعريف برانگيخته شدن عواطف جريحه‌دار شده است. اگر چه نقطة آغاز اين برانگيختگي عواطف و احساسات ماست اما دامنة تأثير آن به فکر و بدن ما نيز سرايت مي‌کند. به عبارت ديگر خشم همة ابعاد وجود ما را در بر مي‌گيرد.

علل و ريشه‌هاي خشم:
علل فيزيکي: عدم تعادل هورموني مي‌تواند منجر به خشم شود. پرکاري غدة تيروئيد و ترشح بيش از حد هورمون تيروکسين از عوامل رايج بروز خشم و عصبيت است. خانم‌ها در دوران قاعدگي به علت بر هم خوردن تعادل هورموني در معرض عصبانيت قرار مي‌گيرند. از جمله عوامل ديگر رايج مي‌توان به خستگي اشاره کرد. هر چه سطح خستگي شخص بيشتر باشد، امکان تجلي خشم فراتر مي‌رود. شايان ذکرست که زيگموند فرويد خشم را يکي از گرايشات (
Drive) ذاتي انسان مي‌داند. براي فرويد خشم جزئي از تار و پود وجود ماست. ما همانگونه که در حالت طبيعي با دست و پا به‌دنيا مي‌آييم، با خشم نيز زاده مي‌شويم

 

دنباله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 15:24 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar