دانایی ، توانایی است و آن چه به جهان شکل می دهد ، قدرت اندیشه هاست . (( سارتر ))
آیا فرزندتان از تنها خوابیدن می ترسد ؟ 
اگر بتوانید ترس را در کودک خود از بین ببرید ناخودآگاه نگرانی و اضطراب را در وجود او کمرنگ کرده و رابطه خوبی با او بوجود خواهید آورد .
1-علت ترس را در کودک خود پیدا کنید .
کودکان نمی توانند مانند بزرگسالان فکر کنند . اغلب چیزهایی که در این دنیا وجود دارد برای آنها ناشناخته است . بنابراین آنها نیز مثل ما از ناشناخته ها می ترسند . کودکان در بین سن دو تا چهار سال اغلب برای خود تصاویر ذهنی خاصی می سازند . گاهی اوقات این تصاویر بسیار ترسناکتر از تصاویر دنیای واقعی خواهد بود. این نوع تصورات سبب می شود که کودک بترسد . کودکان دبستانی بیشتر از تغییراتی می ترسند که ممکن است در روابط خانوادگی پدید اید .( طلاق و فوت عزیزان )٬خطراتی مثل تصادف یا مشکلات سلامتی .
اگر والدین یا مراقبین کودک با این احساس به طور صحیح برخورد کنند مسلما کودک از لحاظ احساسی –عاطفی به خوبی رشد می کند .
2- با کلامتان به او احساس آرامش دهید .
هرگز به کودکتان نگوئید "تو اصلا نباید بترسی و اگر بترسی کاری کاملا اشتباه انجام داده ای ". زیرا کودک این طور تصور می کند که در او اشکالاتی هست . از این جملات استفاده نکنید. بچه نباش . بچه های بزرگ هرگز نمی ترسند . این نوع برخورد نه تنها ترس کودک را از بین نمی برد بلکه آنها مجبور می شوند که احساسات خود را نیز سرکوب می کنند . در این صورت کودک هم از تاریکی می ترسد و هم جرات گفن به والدینش را نخواهد داشت . بهترین کار این است که شما به او بگوئید وقتی من هم بچه بودم از اتاق تاریک می ترسیدم . احساس او را درک کنید تا بتوانید به راحتی مشکل را حل نمایید . سعی کنید که نه احساس ترس کودکتان را به طور کلی نادیده فرض کنید ٬ نه آنقدر به او توجه کنید که برای کسب توجه شما به این کار متوسل شود .
و در نهایت همواره به خاطر داشته باشد که هرگز به کودکتان نگویید اگر از تختت بیرون بیایی لولو تو را می خورد و یا خدا تو را به جهنم می برد .
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شیوه جلب رضایت خدا
طلبه ای نزد پدر روحانی ماکاریو رفت و از او خواست بهترین راه جلب رضایت خدا را به او بگوید .
ماکاریو گفت : به گورستان برو و به مرده ها توهین کن .
طلبه دستور پدر روحانی را انجام داد و روز بعد نزد او برگشت .
پدر روحانی گفت : جواب دادند ؟
- نه .
- پس برو آنها را ستایش کن .
طلبه اطاعت کرد و همان روز عصر ، نزد پدر روحانی برگشت . پدر از او پرسید : که آیا مرده ها جواب داده اند ؟
طلبه گفت نه .
پدر روحانی گفت : برای جلب رضایت خدا همین طور رفتار کن . نه به ستایش های مردم توجه کن و نه به تحقیرها و تمسخرهایشان . این طور می توانی راه خودت را در پیش بگیری .
خبر خوش
رابرت دووین چترو ، گلف باز بزرگ آرژانتینی یک بار برنده جایزه بزرگ مسابقات جهانی شد و چک خود را دریافت کرد . مصاحبه ای کوتاه با خبر نگاران انجام دادو سپس به سمت ماشینش رفت تا به خانه برگردد.
هنوز در ماشین را باز نکرده بود که زنی جلو آمد و به او تبریک گفت . چهره آن زن بسیار محزون بود و به سختی و با لکنت زبان به رابرت گفت که فرزندش به سختی بیمار است و او پول ندارد که خرج عمل جراحی فرزندش را بدهد . رابرت بلافاصله چکی کشید و بدست آن زن داد و گفت : برو به داد فرزندت برس و اگر باز هم مشکلی داشتی پیش من بیا . هفته بعد یکی از دوستان رابرت که از جریان این زن و بچه بیمارش خبر داشت به سراغ او آمد و گفت : خبری برایت دارم . آن زن و بچه بیمارش را به خاطر داری ؟ آن زن یک کلاه بردار بود و اصلا فرزندی ندارد . او سرت کلاه گذاشته است رفیق !
رابرت گفت :منظورت این است که اصلا بچه مریضی وجود ندارد ؟!
- درست است.!
- خدا را شکر . این بهترین خبری است که در این هفته شنیده ام .

نکته های کلیدی برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم
*همواره و به خصوص در زمان رفتار تنبیهی به او بفهمانید و در عمل نشان دهید که مانند همیشه دوستش دارید ٬ و آن رفتار به خصوص او را دوست نداشته اید . پس اگر به دلیل رفتار ناپسندش می خواهید او را از تماشای تلویزیون محروم کنید به طور حتم مودبانه و به آرامی بگویید خیلی متاسفم که نمی توانم بگذارم تلویزیون ببینی .
*هر وقت کار خوبی انجام داد ٬ رضایت کامل خود را نشان دهید . یادتان باشد که این کار را جانشین این رفتار که هر وقت کار اشتباهی کرد مچش را می گیرید ٬ بکنید .
*شما الگوی کاملی برای بچه ها هستید . بنابراین هر لحظه و هر زمان مواظب کارها ٬ رفتار ٬ گفتار و عقاید خود باشید .آنان د رآینده هر چه بشوند نتیجه ای مستقیم از رفتار و کردار گذشته و حال خود شما خواهند بود و در این باره مسئولیت به طور کامل با شماست و نه هیچ کس دیگر ٬حتی خودش .
*انتظارها و رفتار خود را متناسب با سن بچه ها تنظیم و تثبیت کنید . به عنوان نمونه از نوجوان خود باید انتظاری متفاوت از دیگر بچه های بزرگ تر یا کوچکتر داشته باشید . و احترامی متناسب با سن و شان او نشان دهید .
*وقتی متوجه شدید که فرزندتان برای جلب توجه شما و دریافت توجه منفی ٬ کار نامناسب و یا حرکت نادرستی می کند ٬ در آن لحظه به هیچ وجه به او توجه نکنید و بی اعتنا بمانید . اما مراقب باشید که به محض نشان دادن رفتاری مثبت صد در صد به او توجه و محبت کنید .
*سعی کنید در هنگام برخورد با رفتار نامناسب بچه ها عصبانیت خود را بروز ندهید و باصطلاح بر رفتار خود کنترل داشته باشید و سررشته عملکردتان را در دست بگیرید . این یک اصل دائمی است که : اگر کنترل خود را در دست نداشته باشید ٬ فرزندتان به سرعت کنترل رفتار شما را به دست خواهد گرفت و از این بازی (عصبانی کردن شما ) لذت خواهد برد .
برگرفته از سخنان دکتر شیرین نوروی
|
|
|
چگونه استرس را به حداقل برسانیم: زیاد بودن ساعات کار روزانه و ساعت های اضافه کاری باعث شده تا زمان کمتری برای رسیدن به آرامش داشته باشیم و استرس بیشتری را برای سر و سامان دادن وظائف مان تحمل کنیم . روش های ساده و تجربه شده ای هست که می تواند به ما در رسیدن به آرامش ورهایی ازاسترس کمک کند . بعضی از آنها را تجربه کنید. اشتباه کردن درس زندگی به ما می آموزد .بسیاری افراد همیشه به خاطر اشتباهی که مرتکب شدند در حال سرزنش کردن خودشان هستند نکته مهم به خاطر سپردن این واقعیت است که واکنش ما باید پرداختن به حل مشکل و درس گرفتن از اشتباهی باشد که مرتکب شده ایم نه اینکه خود را در سرزنش ها غرق کنیم.
دنباله در ادامه مطلب |
ادامه مطلب
پدر : پسر جان ! وقتی من به سن بودم ، دروغ نمی گفتم .
پسر : پدرجان !ممکن است بفرمائید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید ؟
وخوش حال میشوم که در این خزان عطوفت و مهربانی 
و در این افول صداقت و پاکی
و در زمانه ای که عشق را مظلومانه گردن می زنند
و کورکورانه از دوستی ها و صمیمیت ها گریزانند
هستند کسانی که نام عشق را بر سر لوحه قلب خویش حک کرده اند
و با مهربانی و ایثار به جسم بی رمق عشق جان می بخشند و
خویش را می بینم
که در این قتل عام مهر و محبت
با قلبی جوشیده از درد و آمیخته از شوق
اگر شخصی پیدا شود که فراتر از حباب مادی این تن که معمولا دنبال نیاز ها و لذت های محدود می گردد ، را نگاه کند من با محبت و مهربانی دست محبت به او می دهم
عیسی مسیح
اعتماد به نفس
اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند . به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
اعتماد به نفس چيست ؟
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس وشناختي که از توانايي هاومحد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس ان که وان چه به راستي هستيد ونه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
استاد می گوید :
- رغبت ! همان چیزی که مردم مدتی مدید در مورد آن تردید داشته اند و از خود پرسیده اند که چند تا کار را به خاطر رغبت نداشتن انجام نداده اند و چند تا را به خاطر خطراتش .
یک مثال از آنچه که با "رغبت نداشتن " اشتباه می گیریم ، صحبت با غریبه هاست ،چه یک گفتگو باشد ، یا یک تماس ساده ، یا درد دل . ما به ندرت با غریبه ها صحبت می کنیم و همیشه می گوییم : این طور بهتر است .
به این ترتیب کار به آنجا ختم می شود که نه کمکی به کسی می کنیم و نه زندگی کمکی به ما می کند . فاصله گرفتنمان از مردم سبب می شود که مهم و مطمئن از خود ، جلوه کنیم . اما در واقع نگذاشته ایم صدای فرشته مان از طریق کلمات دیگران به گوشمان برسد .
در خواست من از خدا
از خدا خواستم تا دردهایم را التیام بخشد
خداوند پاسخ گفت
مخلوق خوب من ! هر دردی را درمانی است و این تو هستی که باید درمان دردهایت را بجویی.
از خدا خواستم تا جسم ناتوان فرزندم را توانایی بخشد
خداوند پاسخ داد
آفریده من! انچه باید تکامل یابد روح اوست ،جسمش تنها قالب گذراست .
از خدا خواستم تا به من صبر عنایت کند
خداوند پاسخ داد
بنده قدرتمند من ! صبر حاصل سختی است ، عطا شدنی نیست بلکه آموختنی است .
از خدا خواستم تا مرا شادی و شعف ببخشد
خداوند پاسخ داد
نازنینم !من به تو موهبت بسیار بخشیده ام ،شاد بودن با توست
از خدا خواستم تا رنجم را کاستی دهد
خداوند پاسخ داد
مخلوق صبورم ! بهای رنج تو دوری از دنیا و نزدیکی به من است .
از خدا خواستم تا از لذایذ دنیا سرشارم سازد
خداوند پاسخ داد
من به تو زندگی بخشیدم ، بهره مندی از آن با تو .
از خدا خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد
خداوند پاسخ داد
اشرف مخلوقات من !بلاخره دریافتی که چه از من بخواهی .
به خاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من ، به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی رسید .
چند راه ساده برای شاد کردن خانمها
1-زنها دوست ندارند مهمان ناخوانده داشته باشند ٬ بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند .آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است .
2-با همسر خود در هر کاری موافقت کنید ٬ خواهید دید که زندگی چقدر راحت می شود .
3-هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید ؟
4-وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید . وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید
5- وقتی اوضاع قمر در عقرب است ٬ لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت .
6- از تلاشهای همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.
7- به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است . مادری بسیار خوب ٬ عروسی بهتر از دیگر عروسها . و اگر به این طرز فکر ادامه دهید او همینطور خواهد شد .
8-خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید . باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه مطلوبی ندهد .
9-همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود .
10-به جای هدایای گرانبها ٬ وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید . نشان دهید که به او توجه دارید . حتی پس از یک روز کار سخت .
11- برای او هدیه ای ببرید . حتی یک شاخه گل ٬ به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند .
12-بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند چاره درد او قرص مسکن نیست بلکه یک لبخند و کمی توجه است .
13-زیبا ترین واژه در دنیا شاید متشکرم باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از همسرشان انتظار تشکر داشته باشند .اگر به او گردن بند الماس بدهید مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر دوست دارد.
14- هرگز با همسرتان نجنگید ٬ چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید . درعوض از قلم برای نوشتن انچه در ذهن دارید استفاده کنید .بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او دهید .
منبع: کتاب راههای ساده برای شاد کردن زن ها
تکاليف مدرسه
از نخستين سال دبستان به بعد، در برخوردهاي والدين بايد اين پيام وجود داشته باشد که انجام تکاليف مدرسه صرفاً و بطور محض در قلمرو مسئوليت کودک و دبير اوست. والدين نبايستي در مورد اين تکاليف، کودک را آزار بدهند و دائماً سرزنشش کنند. آنان نبايد تکاليف کودک را مورد نظارت و رسيدگي قرار دهند مگر زماني که خود کودک تقاضا کند. وقتي پدر يا مادر مسئوليت انجام تکاليف مدرسه کودک را به عهده ميگيرد، کودک مخالفتي از خودش نشان نميدهد و اجازه ي اين کار را به او ميدهد، و پس از آن، ديگر پدر و يا مادر نخواهد توانست خودشان را از اين مخمصه نجات دهد. تکاليف خانه ممکن است ابزاري در دست کودک شود که وي از آن براي تنبيه والدين، و نيز بهرهبرداري و باجگيري از آنها، استفاده کند.
اگر والدين نسبت به مسائل جزيي مربوط به تکاليف کودک توجه و علاقه ي کمتري از خودشان نشان بدهند و در عوض پيامهاي مشخص و تغيير ناپذيري همچون «انجام تکاليف مدرسه مسئوليتش با توست.» به کودک ارسال کنند، آنوقت است که بسياري از تيره روزيها از بين خواهد رفت و خوشي بيشتري به زندگي خانوادگي راه پيدا خواهد کرد.
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نشانی
مانع
در زمان گذشته ،پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را جایی مخفی کرد . بعضی از بازرگانان وندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند .بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ....
با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمی داشت . نزدیک غروب ، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود نزدیک سنگ شد . بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد . ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد .پادشاه در آن یادداشت نوشته بود :
هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.
دلشوره دارم
همان طوري كه مي دانيد هيجانها، بيشتر واكنش هايي زيست شناختي هستند كه بدن را براي عمل خاصي مثل دويدن يا جنگيدن به تحرك واداشته و توسط دستگاه عصبي خودمختار عمل مي كنند. اضطراب نيز نوعي هيجان است، هيجاني با تظاهرات جسماني چون تعرق، تپش قلب، خشك شدن دهان، رنگ پريدگي و... كه بر اثر ترشح هورمون هاي آدرنالين و نور اپي نفرين از غده فوق كليوي به وجود مي آيند.
چه هنگام مضطرب مي شويم؟
اضطراب در واقع، پاسخي طبيعي به يك موقعيت غيرطبيعي است. اگرچه گاهي اوقات هم فرد در تعريف موقعيت غيرطبيعي دچار اشكال و گمراهي مي شود؛ مانند زماني كه افكار غيرمنطقي در مورد شركت در جلسه امتحان يا تميزي دستهايش دارد كه اين موارد را مي توان با روان درماني و مشاوره از بين برده يا تقليل داد.طلاق، مشاجرات خانوادگي و مشكل با خانه يا مدرسه، همه و همه مي توانند منجر به اضطراب شوند.فشاري كه اضطراب در تروما يا ضربات روحي، رواني ناشي از يك واقعه ناگوار بر فرد تحميل مي شود، گاهي به قدري شديد خواهد بود كه ممكن است فرد را ماهها يا سالها به خود مشغول كند.
برخي مواقع نشانه هاي خارجي آشكاري از جراحت فيزيكي وجود ندارد اما خسارات هيجاني جدي، ايجاد مي شود. براي افرادي كه موقعيتي آسيب زا را تجربه كرده اند، بروز واكنش هاي شديد هيجاني، طبيعي است. شناخت پاسخ هاي طبيعي به اين وقايع ناهنجار مي تواند شما را در كنار آمدن مؤثر با احساسات، تفكرات و رفتارتان و قرار گرفتن در مسير بهبودي ياري نمايد.
پس از يك حادثه
ضربه رواني و عدم پذيرش، پاسخ هايي است كه به حوادث ناگوار، به ويژه كمي بعد از وقوع داده مي شود. هم شك و هم انكار هر دو واكنش هاي حفاظتي طبيعي به شمار مي آيند. شك نوعي ناآرامي ناگهاني و غالباً شديد از حالات هيجاني است كه ممكن است شما را دچار گيجي و بهت كند. انكار يعني اين كه شما در مورد يك واقعه بسيار فشارزا، آگاهي تان را از دست بدهيد و يا كاملاً تجربه آن را منكر شويد. ممكن است به طور موقتي، احساس بي حسي يا قطع رابطه با دنياي واقعي نماييد. پس از فروكش كردن ضربه روحي اوليه، واكنش از فردي به فرد ديگر متغير است. معمولاً واكنش هاي هيجاني به حالت عادي بازمي گردد. يادآوري حادثه اي چون زمين لرزه يا صداي آژير خطر حتي پس از يك ماه و يك سال مي تواند باعث نگراني و آشفتگي از آن تجربه هولناك شود. اين نگراني ها مي تواند با ترس از اين كه مبادا آن وقايع دوباره تكرار شوند، همراه باشد.
تفاوت پاسخ افراد به موقعيت هاي استرس زا
دانستن اين نكته مهم است كه در تجارب ناگوار و هولناك، الگوي استانداردي از واكنش نسبت به استرس وجود ندارد.
برخي افراد فوراً و برخي ديگر با درنگ - گاهي اوقات پس از ماهها و حتي سالها- سازگاري حاصل مي كنند. واكنش ها نيز مي توانند در طول زمان تغيير كنند. برخي افراد كه از يك حادثه ناگوار رنج برده اند، ابتدا نيروي فراواني براي كمك به سازگاري شان با آن واقعه دارند اما با گذشت زمان دچار نوميدي و افسردگي مي شوند
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مربی حیوانات در سیرک می تواند با حقه بسیار ساده ای فیل ها را زیر فرمان خود بگیرد . وقتی فیل هنوز بچه است ، یکی از پاهای او را به تنه درختی می بندد. بچه فیل هر قدر هم زور بزند ،نمی تواند خود را آزاد کند . کم کم به این ایده خو می گیرد که تنه درخت از او قوی تر است . وقتی بزرگ می شود و قدرت خارق العاده ای پیدا می کند ، کافی است کسی با یک نخ پای او را به یک نهال ببندد. دیگر حتی سعی نمی کند خودش را آزاد کند .
ما هم مثل آن فیل اغلب به بند هایی بسته شده ایم که به راحتی گسسته می شوند . اما چون از بچگی به قدرت تنه درخت واقعی عادت کرده ایم ، جرات نمی کنیم با آن در بیفتیم و نمی فهمیم که یک اقدام ساده شجاعانه تنها چیزی است که برای رسیدنمان به آزادی لازم است
بهترین آمادگی برای فردا ، انجام دادن کارهای امروز به نحو احسن است . (( ویلیام اُسلر ))
1) سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند.
۲) وقتي همسرتان به شما توهين مي كند، سكوت كنيد و با او مقابله به مثل نكنيد. زيرا با اين كار از بروز بسياري از بحث هاي غير ضروري جلوگيري مي كنيد. اين لحظات به سرعت سپري خواهند شد و شما مي توانيد در زمان بهتري با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنيد.
۳) از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچ گاه او را با ديگران مقايسه نكنيد.
۴) سعي كنيد نسبت به همه چيز ديدي مثبت داشته باشيد.
۵) به راه هايي فكر كنيد كه مي توانيد همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روش هاي ديگر را امتحان كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف به موقع مي تواند يك انگيزه قوي باشد.
۶) اهداف خود را طبقه بندي كنيد و افكار خود را بر مهم ترين هدفتان يعني داشتن يك محيط خانوادگي آرام و شاد متمركز كنيد.
۷) هيچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشويد. به جاي اين كار با او به توافق برسيد.
۸) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد. در عوض سعي كنيد روشي در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند.
وقتي شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش مي كنيد، احساسات او را جريحه دار مي كنيد و باعث آزار او مي شويد.
۹) در زمان حال زندگي كنيد. اشتباهات و وقايع تلخ گذشته را فراموش كنيد و سعي كنيد شرايط زندگي امروزتان را تغيير دهيد.
۱۰) همواره از همسرتان بپرسيد: براي اينكه زندگي ما شاد و دلپذير باشد، من چه كاري مي توانم انجام بدهم؟
منبع:Juelios
فرزندتان چه دوستانی انتخاب می کند ؟
شما از انتخاب دوستان فرزندتان راضی نیستید .چطور می توانید در این مساله مداخله کنید ؟جواب فقط در یک کلمه است :"محتاط باشید ."
شاید شما از لباس ناجور آقاپسرها و یا آرایش غلیظ دختر خانمها ناراضی باشید یا ممکن است نگرانی شما به دلیل نشنیدن حرفهای عجیب و غریب بعضی از نوجوانان باشد . به قول یک ضرب المثل قدیمی "نباید سر خود را مانند کبک زیر برف کرد . "تحمیل کردن و دستور دادن در روابط دوستانه فرزندتان در سنین 12-13 سالگی تقریبا غیر ممکن است .بنابراین شما می توانید و باید بدانید که خواه ناخواه در این سن فرزندتان با این مساله روبرو می شود . به نظر یکی از کارشناسان :"دوستان فرزند شما تاثیر بسیار زیادی در سنین نوجوانی او دارند . همچنین نوجوانان برای دوست یابی تمایل زیادی دارند و برای هماهنگ کردن خود با دیگران بسیار مشتاقند . بعضی از آنها به راحتی می توانند دیگران را به راه های خلاف سوق دهند . آنچه اهمیت دارد ،این است که با دقت شرایط را بررسی کنید . وقتی که کودکان به سن نوجوانی می رسند ، می خواهند که مستقل باشند و هنگامی که پدر و مادر در کارهایشان دخالت می کنند ناراحت می شوند . اگر شما به طور کلی فرزندتان را در انتخاب دوست منع کنید ،با این عمل نه تنها کاری از پیش نمی برید بلکه کودکتان برای این کار مصرتر می شود.بنابراین چگونه میتوان میانه رو بود وبه طور معقول دخالت کرد؟
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
هر لحظه از روز با افکاری که تو را به رشد وا میدارد ،دوباره ذهنت را برنامه ریزی کن .
وقتی آزرده و آشفته ای سعی کن به خودت بخندی ،با صدای بلند بخند . بخند به این فردی که نگران است ،مضطرب است ،گمان می کند مشکلات او مهمترین مشکلات دنیاست . زیاد بخند . به این وضعیت نکبت بار بخند .چرا که تو هنوز اعتقاد داری خوشبختی یعنی پیروی از قواعد . در اصل بیشتر مشکلات از همین پیروی از قواعد بر می خیزد . قواعد را رها کن . تمرکز کن .اگر چیزی برای تمرکز پیدا نمی کنی ،روی تنفست تمرکز کن . از آنجا ازراه بینی ات رودخانه نور وارد می شود . به ضربان قلبت گوش بده . افکاری را دنبال کن که نمی توانی مهارشان کنی .
میل به برخاستن و انجام کاری مفید را مهار کن، چند دقیقه در روز بنشین بی آنکه کاری کنی ، از آن حداکثر استفاده را بکن . هروقت کار می کنی شکر کن ،وقتی ظرفی میشویی دعا کن، شکر کن به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی، یعنی غذایی در کار بوده ،یعنی کسی را سیر کرده ای ، یعنی از یکی دونفر مراقبت کرده ای ، برایشان آ شپزی کرده ای ، میز چیده ای ! تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند ، یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند....
استرس و راهكار هاي مقابله با آن
(تلاطم درون)
ما بسياري از فشارهاي رواني (استرس) را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم. استرس الزاماً يك واكنش منفي نيست، مقدار كم استرس نه تنها مضر نيست بلكه مي تواند مفيد هم باشد و به زندگي ما جذابيت و تحرك بخشد و ما را در مقابل تغييرات ياري و حس سازش پذيري را در ما تقويت كند. استرس اين فرصت را براي ما فراهم مي آورد تا با خطر مبارزه كنيم، يا از آن بگريزيم، واحد استرس را براساس تغييرات مي سنجيم؛ هرچه تغييرات بيشتر باشد استرس بالاتر است. اگر استرس از حد مجاز فراتر رود و بر روي هم انباشته شود، بحراني به وجود مي آورد كه بر زندگي ما اثر منفي گذاشته و چون شلاقي به سلامت جسمي، روحي و رواني، آسيب مي رساند. در اين دنياي ماشيني كه هر روزه دستخوش تغييرات جديدي است، مهارت توانايي مقابله با استرس و شناخت روش صحيح برخورد با تغييرات استرس زا اين امكان را به ما مي دهد تا منابع استرس و نحوه تأثير آن را بر زندگي خود بشناسيم و با اعمال و موضع گيري هاي صحيح و به جاي خود بتوانيم فشار و استرس را در خود كاهش داده و آرامش خود و خانواده را تأمين كنيم.
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
12 روش برای این که کودکان خود را به مطالعه علاقه مند نمایید
تحقیقات نشان داده است بیشتر کسانی که به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند والدینی داشته اند که در دوران کودکی لحظات شیرین و گرمی را در هنگام خواندن داستانها برای آن ها ساخته و پرداخته اند . توصیه های زیر را به کار ببرید تا کودکان خود را جذب مطالعه نمایید به طوری که کتاب را بهترین دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند .
1- زمان خاصی را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگیرید :این مورد به خصوص برای کودکان نوپا بسیار مهم است . زمان قصه سرایی نباید طولانی باشد . در این جا کیفیت از همه چیز مهم تر است . اما سعی کنید آن را به صورت برنامه ای منظم هر روز دنبال کنید .
2-کتابهایی را انتخاب کنید که خودتان از خواندن آنها لذت می برید :زیرا عدم علاقه شما به خوبی در آهنگ کلام شما منعکس می شود .
3-به خاطر داشته باشید که اغلب سطح شنیداری کودکان بالاتر از سطح خواندن آنهاست . پس فکرنکنید که ممکن است کودک شما که در گروه سنی الف قرار دارد از شنیدن کتابهای گروه سنی ب ج یا بالاتر لذت نبرد .
4-همیشه قبل از خواندن عنوان کتاب و نام نویسنده آن را اعلام کنید .
5-داستانی را که می خوانید در ذهن خود تجسم کنید: مناظر را در ذهن خود ببینید حتی زمانی که کتاب هیچ گونه تصویری ندارد . این کار باعث میشود که داستان را به زیبایی و واضح تعریف کنید .
6-در حین خواندن از تنوع استفاده نمایید: متناسب با داستان تن صدای خود را بالا و پایین ببرید ، با دستان و اعضای صورت خود اشارات گوناگونی پدید آورید .همه اینها در جذاب تر کردن داستان برای شما و فرزندتان کمک می کند .
7- بسیاری از کودکان از "خواندن مکرر" یک داستان لذت می برند.
8-کودکتان را تشویق کنید که صفحات را ورق بزند ، یا حتی عباراتی را که بلد است بخواند . هر دوی شما می توانید با افزودن دیالوگهای جدید ، صداهای متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهید .
9- به آرامی بخوانید . در حین خواندن سوالاتی بپرسید و به پرسشهای کودکتان پاسخ دهید . به عکس ها اشاره کنید و در مورد تصاویر کتاب بحث کنید . از کودکتان بپرسید " فکر می کنی بعد از چه اتفاقی خواهد افتاد؟"
10-فعالیتهای اضافه و متناسبی با فضای داستان ارائه دهید . کارهایی مثل آشپزی یا درست کردن کاردستی که با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند و یا فعالیتهایی که خواندن را به عنوان بخشی از علوم و فنون غنی ادبیات شکوفا سازند و به پیشرفت در یادگیری مهارتهای ادبی بیانجامد .
11- در زمان داستان سرایی با کودک خود مدارا کنید، اما در عین حال جدی و محکم باشید . چنانچه کودک شما نسبت به خواندن کتاب بی میل است اجازه دهید در این حین نقاشی بکشد . شاید حتی بتواند یک نقاشی از فضای داستان بکشد .
12- با آموزگار کودکتان صحبت کنید و یا به کتابخانه منطقه تان بروید تا از پیشنهادها و تجربیات آنها در این رابطه بهره مند گردید .به این وسیله فهرستهای گوناگونی از کتابهای مختلف را خواهید یافت و شاید حتی آنها بتوانند کتابهایی که خواندن بلند آنها برای کودکان اثربخش بوده است را به شما معرفی کنند .
خواندن یک فعالیت تفریحی است . شما فقط روزانه پانزده دقیقه برای آن وقت صرف کنید و از نتیجه سودبخش ان برای خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگیرید .
سوگند به کسي که همه ي آواز ها و فرياد ها را مي شنود .
محال است کسي دلي را شاد کند و خداوند برايش لطف و مهرباني نيافريند
حضرت علی (ع)
استاد می گوید :
- بنویسید !.. چه نامه باشد ، چه خاطرات روزانه و یا فقط چند یادداشت ،مثل وقتی ککه با تلفن حرف می زنید ... اما بنویسید !
ما از طریق نوشتن به خدا و دیگران نزدیک تر می شویم . اگر می خواهید نقش خود را در جهان بهتر بفهمید ، بنویسید ! سعی کنید از دل وجان بنویسید ، حتی اگر هیچ کس کلمات شما را نمی خواند ...یا از آن هم بدتر ، حتی اگر کسی انچه را که شما نمی خواهید خوانده شود ، می خواند .
صرف نوشتن کمکمان می کند که سر و سامانی به افکار خود دهیم و آنچه را که در اطرافمان قرار دارد ، روشن تر ببینیم .
قلم و کاغذ معجزه ها می کنند ... رنج و درد را تسکین می دهند ، به رویاها جامه حقیقت می پوشانند و امید از دست رفته را بر میگردانند.
کلمه ، قدرت دارد .!

مادر به جاي پرداختن به آرزوهاي خود تمام سعي خود را براي رسيدن فرزندان به آرزوهايشان به عمل مي آورد. و به عبارت ديگر با كمال ميل نردباني براي ترقي فرزندان مي شود.مشخص شده كه مادران نسبت به ساير زنان قدرت بيشتري در انجام چند كار دارند.
براي مثال در حال آشپزي يا تميز كردن يخچال مي توانند در ذهن خود به يافتن راه حل براي يك مسئله پرداخته و در عين حال به صحبتهاي فرد ديگري نيز گوش بدهند.
آيا تا به حال با خود انديشيده ايد كه چرا كلمه «مادر» از تقدس ويژه اي برخوردار است. آيا زنان به صرف توانايي بارداري و وضع حمل، مادراني قابل تقدير مي شوند يا عوامل ديگري نيز در اين ميان دخيل است؟ آيا فقط در زندگي فرزندانشان نقش دارند يا اينكه قادر به تحول در زندگي آنها هستند؟
و آيا تغييرات را صرفاً در زندگي فرزندان ايجاد مي كنند يا اينكه زندگي خودشان نيز پس از مادرشدن تغيير مي كند؟ آيا فرد ديگري نيز مي تواند مانند مادر عمل كند يا اينكه برخي ويژگي ها اختصاص به مادران دارد؟
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تعريف موفقيت :
بيشتر دانشمندان و نويسندگان سعي کردهاند تعريف جامع و کاملي از موفقيت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گيرد، اما شمار فراوان اين تعاريف خود موجب گرديده است که تا به حال توصيف دقيق و مشخصي از اين کلمه در دست نباشد و در واقع ندانيم که اصولاً موفقيت چيست و ما دستيابي به چه چيزهايي را موفقيت ميناميم.
يکي از دلايل عمده ي تعدد تعاريف موفقيت، برداشتهاي گوناگوني بوده که از اين مفهوم شده است. بسا افرادي که به دليل دستيابي به خواستههايشان، خود را موفق و کامياب ميپندارند، امّا اين موفقيت از نظر ديگران چندان ارزش و اعتباري ندارد. و يا افرادي هستند که احساس ميکنند، موفق شدهاند ولي وقتي واقعاً در آن تفکر ميکنند، ميبينند پديده ي فوق واقعاً، آن موفقيتي که فکر ميکردند نيست. بنابراين موفقيت امري نسبي بوده و هرگز تعريف واحدي به خود نميپذيرد.
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب


